سلام بعد از قرن ها!

جمعه ٢ بهمن ۱۳۸۸

یه خبر رئیس سمپاد دوباره عوض شد . اعتمادی استعفا داد!!! به جاش آقای غفاری اومده که قبلا یه کاره ای تو آموزش پرورش بوده کلا انگار سمپاد بقالی شده! میان میرن انگار نه انگار.....بگذریم....این هفته ای میاد نمایشگاه خوارزمیه...منم توش غرفه دارم..درباره ی معرفی گره های کوهنوردیه که یه شاخه از توپولوژیه که مربوط به ریاضیه. نمایشگاه تو پژوهشسرای آشتیانی-خیابان فلسطینه

واسه معرفی پروژم یه مطلب راجبش میزارم که جالبه:

برای مشاهده نحوه زدن هر گره روی اسم آنها در ادامه مطلب کلیک کنید و صبر کنید تا آموزش تصویری آن لود شود.

knots


انواع گره ها و کابرد آنها :

خواص گره کوهنوردی :

  1. در مقابل کشش و ضربه محکم و مقاوم است.
  2. به سادگی زده و با دست به آسانی باز می شود.
  3. هنگام کار بر اثر فشار وارد بر آن باز نمی گردد.
  4. هر قدر فشار بر روی آن وارد شود محکم تر می شود.
  5. کوچک ، کم حجم و دارای کمترین شکست است . چرا که هر شکست طناب باعث کاهش مقاومت آن می گردد.

از:http://alpinist.ir

این سایت خیلی جالبه و طرز گره زدن همشونو انیمیشنی توضیح داده حتما برید:

http://www.animatedknots.com


انحلال سمپاد

پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۸

حکایت باورنکردنی انحلال سمپاد


نویسنده : مدیر گروه نوشت

 

دکتر اژه ای و دکتر اعتمادی

دکتر اعتمادی | دکتر اژه ای

سال پیش آقای اژه ای برکنار شدند و آقای اعتمادی به جای ایشان رئیس سمپاد شدند. تقریبا احساس مشترک تمام ما این بود که عملیات انحلال تدریجی سمپاد شروع شده. هرچند آقای اژه ای ۲۱ سال مدیریت کردند و در تمام این مدت خلاقیت خودشون رو به خرج داده بودند و سمپاد تحول خاصی نداشت و میشه گفت پسرفت هم داشت اما ما مقصر اصلی این ماجرا رو کل نظام آموزشی کشور می دونستیم نه آقای اژه ای و برای ایشون به خاطر تلاششون برای حفظ حداقلی سمپاد احترام قائل هستیم. از وقتی دولت ، آقای اعتمادی را جایگزین ایشون کردند ما کاملا احساس کردیم که یک خبرهایی هست. معاون وزیر این تغییر رو در راستای سیاست های مدیریتی جدید وزارت اعلام کردند. این جمله کاملا مشخص کننده این بود که آقای اژه ای با سیاست های جدید موافق نبودند و به خاطر اینکه مشکل ساز نباشند از ریاست برکنار شدند.

خیلی ها با فلسفه وجودی سمپاد مخالف هستند. اما واقعا دلایلی میارن که از دیدگاه ماها مسخره ست. مثلا عنوان می کنند که بچه های تیزهوش رو جمع می کنند یک جا و این طوری مدارس دیگر شاگردهای زرنگشون رو از دست میدن و رقابت کمتر میشه و سطح سایر مدارس پایین میاد. هر پایه دبیرستان علامه حلی تهران ۲۴۰ نفره. کاملا مشخصه که ۲۴۰ نفر به هیچ وجه کل تیزهوش های شهر تهران با این عظمت نیست و این استدلال غیر منطقیه. در مورد شهرستان ها همین طوره. ۹۰ نفری که توی دبیرستان شهید بهشتی ارومیه در هر پایه درس می خونن آیا واقعا تنها تیزهوش های مدارس هستند؟
مدارس سمپاد بچه هارا مغرور می کند و از جامعه دور می کند. خوب مغرور بودن ربط زیادی به خود فرد داره و خیلی ها هستند که سمپادی هستند ولی مغرور نیستند. حتی من به شخصه خیلی از سمپادی ها رو دیدم که هرگز جایی نمیگن من سمپادی هستم . نباید اعتماد به نفس را با غرور یکی دانست.

روزنامه سرمایه تیتر زده که “مدارسی که بچه ها را از زندگی دور میکند” http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?9861

باید بگم که اتفاقا بچه های سمپاد فوق العاده از زندگی لذت می برند. بچه های خیلی شادی هستند و هرگز از زندگی دور نیستند. آیا واقعا نویسنده مقاله روزنامه سرمایه به این فکر کرده که زندگی یعنی چی برای یک دانش آموز؟ آیا واقعا زندگی یعنی اینکه مثل مدارس عادی هر روز در مدرسه دعوا بکنی و با خودت چاقو حمل کنی تا به دیگران زور بگویی؟ آیا زندگی یعنی اینکه بری سر کوچه مدرسه دخترانه وایستی متلک بندازی؟ آیا زندگی یعنی شب و روز فوتبال بازی کردن؟ آیا زندگی یعنی نشان دادن مردانگی با سیگار کشیدن؟ آیا زندگی یعنی پذیرفتن هر آن چه در کتاب ها نوشته اند؟

اما واقعا فلسفه سمپاد چیست؟
ماجرای سمپاد برمی گردند به قبل از انقلاب. آن زمان دکتر برومند این مدارس رو تاسیس کرد برای اینکه دقیقا یک سری نخبه تربیت شوند برای کشور. آن زمان طبق قراردادی که امضا شده بود دانش آموختگان این مدارس مستقیما به دانشگاه برکلی بروند و آن جا رشته هایی که برای کشور لازم است را تحصیل کنند و به کشور بازگردند. اسناد این قرارداد هم اکنون موجود است.
بعد از انقلاب برادرانی که دچار خاموش فکری شدید بودند ، این مدارس را مرکز تربیت خدمتگذاران شاه تصور کردند و آن ها را منحل کردند. بعد از چند سال دوباره این مدارس تاسیس شدند و کار شروع شد.

ببینید ما در کشور این امکانات رو نداریم که برای همه آموزش رو فراهم کنیم و تمامی استعداد ها شکوفا شوند. برای همین بنا بر اصل “ضرر حداقلی” مجبوریم حداکثر تلاش خودمون رو بکنیم. برای همین لازمه چنین جاهایی باشه تا عده ای که پتانسیل بالقوه ش رو دارند تربیت بشوند و ظرفیت ها بالفعل بشوند. کاملا مشخص است که هرکسی که سمپادی می شوند لزوما بهترین فرد نیست اما حداقل این ظرفیت را دارند که جزو بهترین ها بشود. آیا واقعا کسی در اصل لزوم نخبه پروری و لزوم استفاده از استعداد ها و پرورش اون ها ابهامی داره؟
من دیگه توضیح اضافی نمی دم.

برگردیم سر انحلال سمپاد
این دولت با شعار عدالت سرکار اومد ولی متاسفانه به شدت در معنای عدالت مشکل دارند. دیدگاه اسلامی عدالت گاه به شدت دیده می شود که با دیدگاه کمونیستی برابری اشتباه گرفته می شود. ما در سال راهنمایی در کتاب دینی خوانده ایم که عدالت یعنی قرار دادن هرچیز در جای خود متناسب با شرایط و دیدگاه برابری همه چیز را مردود دانسته ایم. آیا شما انتظار دارید حقوق رئیس جمهور با حقوق یک کارگر برابری کند؟ در دیدگاه خیلی سطحی عده ای می گویند اینکار یعنی ساده زیستی اما در دیدگاه مدیریتی این واقعا یک فاجعه محسوب میشه.
عبارت عدالت آموزشی بهانه ای شده ست برای مخالفان تا وجود سمپاد رو نوعی تبعیض آموزشی تلقی کنند و به حدف اون اصرار داشته باشند.
از دیدگاه عجیبی که گاهی در برخی افراد احساس می شود این است که : “وقتی نمی تونی پایینی ها رو بالا بیاری ، بالایی ها رو پایین بیار” . این واقعا تفکر تاسف برانگیزی است که ما به خاطر نداشته هایمان هر آن داریم را نابود کنیم.
به این جمله هم توجه کنید. “سمپاد ، خانه ای است که مستاجر بر روی زمینی اجاره شده می سازد” این یعنی اینکه ما دانش آموز تربیت می کنیم و بعدش میفرستیم خارج از کشور و دیگه بر نمی گردند. مثل اینه که محصول شما رو کسی دیگری برداشت بکنه. خوب آیا این تقصیر سمپاد است که به بهانه آن منحل شود؟ وقتی در کشور برای یک کارگر ساده کار پیدا نمی شود چطور می توان انتظار داشتن چنین افرادی بمانند و منتظر این باشند که فرصت این پیش بیاید که به کشور خدمت کنند؟ بسیاری از افرادی که در سمپاد پرورش پیدا می کنند علاقه زیادی دارند به تغییر وضعیت کشور و کمک کردن به کشور اما زمانی که به دوران دانشگاه می رسند واقعا می بینند که کاری نمی توانند بکنند. به جای پاک کردن زمین از علف های هرز که نباید درخت ها رو برید !

برخی دلایل سیاسی هم پشت این قضیه می تواند باشد. منافع عده بسیاری در این است که مردم نادان بمانند. هرقدر اطلاعات مردم کمتر باشد ، راحت تر می توان بهشان دروغ گفت. وقتی هم عده ای نخبه وارد کار بشوند دیگر جایی برای خیلی ها نیست.

روند انحلال تدریجی
اولین قدم انحلال سمپاد زمانی اتفاق افتاد که سمپاد منتقل شد زیر نظر آموزش پرورش و تنها مدارس تهران اختیاردار خودشان ماندند. این باعث شد که عده ای تیزهوش مجبور باشند در سیستمی وارد پردازش بشوند که سابقه خوبی ندارند و امتحان خود را پس نداده است. سیستم آموزش پرورش فعلی عملا مردود شده است. قدم دوم زمانی برداشته شد که مدارس سمپاد توسعه کمی یافتند و از نظر کیفی دچار افت شدند.
مدارس سمپاد وقتی بدون کارشناسی توسعه پیدا کنند عملا کارکرد خود را از دست می دهند.
مسابقاتی مانند حلی کاپ و حلی نت هم کاملا لغو شدند. این مسابقات به نحوی هویت سمپاد و علامه حلی تهران بودند. اما به دستور سازمان کنسل شدند. حلی کاپ من جمله اولین مسابقات معتبر روباتیک محسوب میشد.
جالب اینجاست که نامه ای از طرف سازمان به مدارس ارسال شده بود مبنی بر اینکه مدارس حق سفر خارجی ندارند. این مانند این است که بگویند آقای وزیر شما نباید بری خارج از کشور چون هزینه اضافی به دولت تحمیل میشه؟
تیم های روباتیک شبیه سازی علامه حلی تهران و فرزانگان آماده شده بودند به مسابقات جهانی روبوکاپ بروند. اما از طرف سازمان صبح روز پرواز اعلام شد که نباید به سفر بروید. با یک تصمیم یک شبه همه چیز عوض شد ! معلوم نیست در خواب بزرگان این مملکت چه می گذرد.

همه این مدیریت های ضعیف و غیرمنطقی و بدون استدلال دست به دست هم می دهند تا سمپاد روند انحلال تدریجی خود را طی کند.

اخیرا سازمان اقدام کرده به انتخاب نام جدید برای مدارس و مدارس جدید تاسیس کرده. به این لینک ها نگاهی بیاندازید :
http://talayedaran5.com/
http://www.talayedaran14.com/
http://www.amoozeshsampad.com
http://www.adinehborazjan.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=294&Itemid=52
http://www.khedu.ir/news/Details.asp?Index=8429&catcode=&activestatecode=71
http://kerman.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=31&rcid=303
http://www.mazand.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=39&ntcetyp=1&rcid=3

جالب این جاست که مدرسه طلایه داران ۱۴ داریم. یعنی این سایتشه که افتتاح شده. یعنی واقعا ما بیش از ۱۴ مدرسه تیزهوشان در تهران خواهیم داشت؟

این ها صرفا حرف های من نبود. این نتیجه بحث من با چند معلم و فارغ التحصیل بود. پس احتمال خطا و اشتباه وجود داره. من از افراد مطلع تقاضا دارم ذهن ما رو روشن تر کنند نسبت به این قضیه. می دانم که عده ای از معلمین و مسئولین هم این وبلاگ را می خوانند. خوب است اگر جواب ما را بدهند.

 


تاریحچه فیزیک

شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸

ماقبل تاریخ
همانطور که متقدمین از روی تجربه و امتحان به خواص باطنی پاره‌ای از اجسام بی‌پرده و از ترکیب مواد به وسایل مختلف (تشویه، تکلیس، تقطیر و غیره) مواد شیمیائی بدست آورده و برای علمای شیمی جدید مایه‌ای درست کرده‌اند، همینطور هم تحقیق در خواص فیزیکی اجسام از مسائل تازه نیست و از قدیم الایام انسان درصدد کشف آنها بوده و از توجه به تغییرات و خواص ظاهری به بعضی اصول و قواعد فیزیکی پی برده و فیزیک جدید در حقیقت مولود توجهات و تحقیقات متقدمین می‌باشد.
مثلاً‌ تالس که قدیمی‌ترین و معروفترین حکمای سبعه است و تقریباً در شش قرن قبل از میلاد می‌زیسته محقق ساخت که از مالش کهربا خاصیتی در آن به ظهور می‌رسد که اجسام سبک را جذب می‌کند، همچنین فیثاغورث حکیم و ریاضی‌دان معروف یونانی و شاگردهایش به پاره‌ای مسائل و قضایای صوت پی برده بودند. (این دانشمند اول کسی است که زمین را متحرک می‌دانست).
ارسطو نیز در چهار قرن قبل از میلاد تئوریهای دقیقی در باب کائنات الجو (از قبیل جرثقیل، منجنق، میزان‌الغلظة و پیچ (پیچ ارشمیدس Vis sans pin) را اختراع نموده.
البته موضوع محاصرة سیراکوز را به توسط رومیان و سه سال مقاومت اهالی آن شهر را به وسیله نقشه‌های ارشمیدس اغلب در تاریخ دیده‌ایم. گویند یکی از وسایلی که ارشمیدس برای دفاع از وطن خود بکار می‌برد این بود که به وسیله آئینه‌های مقعر اشعه آفتاب را جمع کرده به جانب کشتیهای دشمن منعکس می‌ساخت وبدین‌وسیله آنها را آتش می‌زد.
همچنین قانونی را که راجع به «اجسام مرتمسة در مایعات» وضع کرده از قوانینی است که به وسیلة اتفاق غریبی به کشف آن نائل شده است:
هیرن پادشاه سیراکوز به زرگری دستور داده بود که تاجی از طلای خالص برای او بسازد، زرگر در ساختن تاجی تقلب کرده مقداری نقره با آن ممزوج کرده و نزد هیرن بود. اتفاقاً پادشاه به زرگر ظنین شد و برای اطمینان خاطر خود ارشمیدس را بطلبید و او را مأمور تحقیق خلوص یا عدم خلوص تاج نمود. ارشمیدس مدتها در این باب فکر می‌کرد ولی راه‌حلی به نظرش نمی‌رسید تا روزی که به حمام رفته بود در خزینه آب احساس کرد که دست‌ها و پاهایش سبکتر به نظرش می‌آید.
این مسئله کوچک روزنة امیدی برای او پیدا و بدین‌وسیله به کشف حقیقت بزرگی نایل گردید. معروف است که در اثر حالت غیرطبیعی که از اکتشاف مزبور برای ارشمیدس دست داده بود با همان حال برهنگی از حمام خارج و دوان دوان به جانب خانه سلطان روان گردید و فریاد می‌زد: Eureka! Eureka یعنی یافتم، یافتم . در واقع هم وسیله کشف تقلب زرگر را از روی کشف قانون کلی «تعیین وزن خالص مخصوص اجسام نسبت به آب» پیدا کرده بود.
قانونی را که ارشمیدس به وسیلة فوق موفق به کشف آن گردیده موسوم به D’Archimede Principle و به قرار ذیل می‌باشد:
بر کلیه اجسام مرتمسه در سیال (مایعات و گازها) فشاری از تحت به فوق وارد می‌آید که مقدار آن مساوی است با وزن سیال تغییر مکان یافته.
بالاخره بطلیموس (قرن دوم میلادی) منجم و ریاضی‌دان یونانی نیز تحقیقات عمیقی راجع به نور کرده و کتاب نفیسی در این مبحث از خود باقی گذارده است.
پس از بطلمیوس تحقیقات فیزیکی تا قرن ۱۳ میلادی متوقف شد و حتی می‌توان گفت که رو به انحطاط گذارد. فقط عده‌ای از قبیل جابر و محمدبن موسی در این رشته زحماتی کشیده و اطلاعات قابل توجهی کسب کرده بودند.
● قرون وسطی
اما تحصیل فیزیک در کشورهای غربی از قرون سیزدهم شروع می‌شود علمای معروف این علم در این قرن عبارتند از: راجر بیکن و آلبرت کبیر.
▪ در این عصر دو اختراع مهم بعمل آمد:
یکی آئینه‌های صیقلی و دیگری عینک (Salvino Degli-Armati)
در قرن چهاردهم استعمال ))قطب نما تعمیم یافت. قرن پانزدهم راجع به ««فیزیک تقریباً چیز مهمی ندارد.
بالعکس در قرن شانزدهم مخصوصاً مباحث ثقل و نور و مغناطیس رو به کمال رفته‌اند. در این زمان فراسکاتور (ایتالیائی) قانون ترکیب قوه، را وضع کرد،‌ Gardon ریاضیات را با فیزیک مربوط ساخت، Moralyeus عمل زجاجیه چشم را به واسطة آثار عدسیها به مورد تجربه گذارد.
جانسن ))میکروسکپ را اختراع «۱۵۹۰» و روبرت ««نورمن انگلیسی میل مغناطیسی را تعیین نمود. بالاخره ژیلبرت اولین تجارت علمی الکتریکی و مغناطیسی را در کتاب معروف خود (Magnete)تدوین و منتشر ساخت.
● فیزیک جدید
پایة فیزیک جدید در قرن هفدهم به توسط گالیله گذارده می‌شود؛ این دانشمند شهیر ایتالیائی متولد شهر پیزا رفته بود اتفاقاً چشمش به قندیلی می‌افتد که به سقف آویزان بود و آهسته نوسان می‌کرد چون خوب متوجه شد دید: نوسانات که رفته رفته از وسعت خود می‌کاستند زمانشان پیوسته تغییر ناپذیر می‌ماند _ بدین طریق قانون متحدالزمان بودن «Lsoc hronisme » نوسانات کوچک پاندول را کشف و بعد هم بلافاصله مورد استعمال آن برای تنظیم ساعتهای دیواری از نظرش خطور کرد.
دماسنج، ترازوی آبی و دوربین نجومی از اختراعات و اصول ««دینامیک جدید و عده‌ای از قوانین نقل از کشفیات اومی‌باشد.گالیله نه تنها فیزیکدان«« معروفی بوده بلکه در ««ریاضیات و نجوم مقامی بس ارجمند داشته. این دانشمند درسال ۱۶۰۹ اولین دوربین نجومی را در شهر ونیز بنا نهاد و به وسیلة آن حرکت ماه را بدور محور خود مشاهده کرد.
رصدهای دقیق گالیله او را به سلسله هیئت کپرنیک هدایت نمود و به عکس نظر به قدما که زمین را مرکز عالم سماوی می‌دانستند ثابت کرد که مرکز عالم شمسی آفتاب است نه زمین. بیان این نظریه در آن زمان در ایتالیا که به منزلة کفر و زندقه محسوب می‌شد و بخصوص دربار رم با این نظر بشدت مخالفت کرده و گالیله را وادار کردند سوگند یاد کند دیگر به اظهار چنین نظریه‌ای زبان نگشاید‌، گالیله نیز خواهی نخواهی قبول کرد ولی در سال (۱۶۳۲) در مراجعت به فلورانس کتابی تدوین و در آن جمیع ادله و براهین خود را در موضوع سلسلة هیئت مزبور بیان نمود.
باری دانشمند ایتالیائی برای صرف اظهار حقیقت اواخر عمر را بطور نیمه اسیر و شدیداً تحت نظر انگیزیسیون می‌زیسته تا اینکه بالاخره در سال (۱۶۴۲) زندگانی را بدرود و خود را از شر دشمنان علم و حقیقت آسوده ساخت.
اگر چه مخترع دماسنج گالیله می‌باشد ولی نقطه ذوب یخ را برای صفردماسنج (Hooke) قرار داد و ثبوت نقطه جوش آن را Halley تعیین کرد. بالاخره دماسنجی که صعود منظم درجات حرارت را نشان دهد به توسط Renaldini ساخته شد.
دکارت قوانین انکسار و تئوری رنگین کمان را بنا نهاد. توریچلی میزان الهوا را ساخت که پس از او پاسکال آن را برای اندازه‌گیری ارتفاعات بکار برد. تحقیقات و تجسساتی که پاسکال در تعادل مایعات کرد او را به اختراع منگنه آبی راهنما شد.
در همین دوره آکادمی دل سیمانتو Academie Del cimento که لئوپلد دومدیسی در فلورانس تشکیل داده بود کمک زیادی به پیشرفت شاخه های گوناگون فیزیک نمود.
چندی بعد در فرانسه نیروی جاذبه را اندازه گرفتند و مقدار (G) تصحیح شد (۸۱/۹متر) مجدداً اسحاق نیوتن بعد از شنیدن این خبر به خیال اول خود رجوع نموده و آن را موضوع حساب قرارداد، گویند در اواخر همین که دید نتیجه موافق پیش‌بینی اوست از فرط شعف نتوانسته محاسبه را به اتمام رساند.
اسحاق نیوتن به واسطه استدلال رفته رفته به کشف این قانون کلی نایل شد: هر دو ذره مادی یکدیگر را به نسبت معکوس مجذور فاصله و مقدار جرمشان جذب می‌کنند.
خلاصه این عالم شهیر به واسطه اکتشافات و اختراعات خود یک روح جدید به فیزیک (بخصوص مبحث نور) بخشید. حلقه‌های رنگین (Anneaux colrees) و تجزیه نور بالون اصلیه آن از اکتشافات و تلسکوپ آئینه‌دار از اختراعات او است.
رمر (Ronmer) سرعت نور را اندازه گرفت و ماریت (فرانسوی) و بویل (Boyle) (انگلیسی) قانون فشار گاز را وضع کردند.در درجه حرارت ثابت حجم هر بخار یا گاز با فشار ی که بر آن وارد می‌آید نسبت معکوس دارد .
بویل ماشین تخلیه هوا را که Otto de Cueriche قاضی عدلیه شهر ماگدبورگ اختراع کرده بود تکمیل نمود. بالاخره اولین طرح ماشین بخار به توسط Papin ریخته شد.
اگر چه قرن هجدهم برای فیزیک بدرخشندگی قرن هفدهم نمی‌باشد ولی به هرحال آن را قرن بی‌ثمری هم نمی‌توان نامید.
در این قرن صوت بر روی مبانی محکم قرار گرفت: قانون تارهای مرتعشه را سوور طرح‌ریزی، و تایلر(Taylor) و (Bevnoulli) و Euler و (D’Alambtrt) تکمیل کردند.
دوفه جذب و دفع‌های الکتریکی را تحت تحقیق درآورد. دوفه می‌گوید:
”من در تجربیات خود قانونی یافتم که غالب مشکلات را حل می‌کند و تا درجه‌ای راه تاریک را روشن می‌سازد.
اجسام الکتریزه هر چیز غیر الکتریک را جذب می‌کنند و چون الکتریزه شدند دفع می‌نمایند و تا طلائی را بدوا لوله بلوری الکتریزه جذب می‌کند ولی فوراً دفع می‌نماید و تا هنگامی که ورقه طلا مجاور جسم دیگری نشود تا الکتریسته آن را خارج شود جذب نمی‌گردد.”
علاوه بر این دفع الکتریسته را به دو بخش نموده و می‌گوید:
اتفاق به من قانون عمومی‌تر و مهمتری آموخت و در الکتریسته تغییری کامل داد و آن این است که الکتریسته دو نوع است که من یکی را شیشه‌ای و دیگری را سقزی می‌نامم. خواص دو نوع الکتریسته مزبور این است که دو الکتریسته هم جنس یکدیگر را دفع و دو الکتریسته مختلف‌ همدیگر را جذب می‌نمایند. بلور‌، سنگ، سنگهای بزرگ، پشم و بسیاری از اجسام دیگر جزء نوع اول و کهربا، سقزها، ابریشم، نخ، کاغذ و غیره، جزء نوع دوم می‌باشند.
بعد قوانین و اصول کولن در خصوص جذب و دفع باعث شد که الکتریسته تحت محاسبات دقیق درآید.
گری ثابت کرد که بدن انسان را می‌توان الکتریزه نموده و دوفه در تجربه‌ای که همه تماشاچیان را مبهوت ساخت از بدن انسان جرقه درآورد. در سقف اطاق خود چند ریسمان ابریشمی می‌آویخت و در زیر آن چیزی گهواره مانند بسته در آن می‌خوابید خود را با میله کلفت بلوری الکتریزه می‌نمود و چون کسی دست به طرف او دراز می‌کرد از بدنش جرقه می‌جست اولین دفعه‌ای که دوفه این تجربه را نمود موجب تعجب بسیار شاگرد خود آبه نله که بعدها عالم مشهوری شد گردید. آبه نله می‌گوید «هیچوقت تعجبی را که از رویت جهش جرقه از بدن انسان برایم دست داد فراموش نمی‌کنم». خلاصه کارهای دوفه به تجسسات بی‌فایده علما خاتمه داد و از آن بعد الکتریسته وارد تاریخ تازه‌ای گردید.
Muschenbroech بطری لید را اختراع کرد (۱۷۴۳) و فرانکل شباهت تخلیه الکتریکی و صاعقه را نشان داد و در نتیجه برق گیر را برای حفظ ساختمان از برق اختراع نمود. تجربه گالوانی، ولتا را به اختراع پیل (۱۸۰۰) یعنی اساس الکتریسته جاری هدایت کرد و آن به قرار ذیل است:
ابتدا ستون فقرات ناحیه قطنی قورباغه‌ای را به دو قسمت کرده فوراً قسمت تحتانی را پوست می‌کنند بعد مابین دو عصب قطنی را که در طرفین ستون فقرات مثل رشته‌های سفیدی به نظر می‌آیند مفتولی از مس داخل می‌کنند سر دیگر مفتول وصل به مفتول دیگرست که از روی ساخته شده، هر وقت سر مفتول مسی را به اعصاب قطنی وسر مفتول رویی را به عضلات یکی از پای قورباغه وصل کنیم پاهای حیوان تا شده و تکان می‌خورد و هر دفعه که این دو مفتول را مجاور آن دو عضو کنیم این اثر تجدید می‌شود: این دو فلز «مس و روی) که به شکل قوسی ساخته شده‌اند برای جریان الکتریسته با بدن قورباغه تشکیل مدار می‌دهد.
باید دانست که مبحث مغناطیس الکتریک نتیجه اکتشافات دو عالم سابق الذکر یعنی ارستد و آمپر می‌باشد و همانطور که نام این دو دانشمند در یک موقع و یک عصر و یک مبحث برده شده همانطور هم جهات تشبیه در بسیاری از مباحث بین ایشان موجود بود: اولاً هر دو معاصر بوده تولدشان دو سال و وفاتشان یک سال با یکدیگر فرق داشته‌، ثانیاً آمپر فقط یکسال بیش از ارستد عمر کرده (عمر آمپر ۷۵ و عمر ارتسد ۷۴ سال است). ثالثاً هر دو در ابتدای تحصیل در نهایت فقر و پریشانی بسر می‌بردند و به خرج و کفالت اولیای دیگر و معلمین خود تحصیل را تکمیل کردند. رابعاً ارتسد در عنفوان جوانی اشعاری می‌سرود که چندان بی‌اهمیت نبوده آمپر نیز قطعات نظمی گفته که بعضی از آنها را آراگو و دیگران ضبط کرده‌اند. پنجم آمپر فیلسوف و حکیم نیز بوده و ارستد هم فلسفه و حکمت را نزد بزرگترین فلاسفه یعنی کانت آموخته و از این علم نیز بهره کافی داشت، ششم در باقی علوم نیز با یکدیگر شباهت داشته باشند.
فاراده (Faraday) ابتدا الکتریسیته را بنا نهاد، اصول گالوانوپلاستی را ژاکبی اهل پتروگرادواسپنسر اهل لندن وضع الکینگتن و روالتس را مطلاکاری بکار بردند.
گالوانوپلاستی صنعتی است که توسط تجزیه الکتریکی فلزات را در قالب مخصوص رسوب و مورق می‌کنند به نحوی که به جدار آن نچسبد و خود تشکیل شکل درونی قالب را بدهد. چنانکه سابقاً ذکر شد آمپر عمرش وفا نکرد و بعد از او به نتیجه رسیدند چنانکه آراگو قانون او را تکمیل کرده و تعمیم داد و گوس یکی از بزرگترین ستاره شناسان و ریاضی دانان آلمان اختراع تلگراف را تکمیل کرده و بعدها طبیعی‌دان آمریکائی موسوم به مرس الفبائی برای تلگراف درست کرده دستگاه آن را ساخت و دستگاه تلگرافی وی که به تلگراف مرس موسوم است هنوز در کلیه کشورهای معمول و مرسوم می‌باشد. آراگو علاوه بر تکمیل قوانین آمپر و ارستد اکتشافات و تحقیقات علمی دیگر هم کرده است منجم««له ثابت کرد که در عالم خلاء وجود ندارد بلکه در تمام فضای لایتناهی جسم سیال بسیار رقیقی موسوم به ««اتر موجود است که در همه جا حتی در خلل و فرج اجسام جای دارد و نیز اثبات نمود که اجسام نورانی دارای ارتعاشات بسیار سریعی هستند و اثر این ارتعاشات را با سرعت زیادی به ما منتقل می‌کند. پس از تکمیل تلگراف طولی نکشید که به واسطه تجربیات هرتز آلمانی در خصوص انتشار امواج الکتریکی باب جدیدی برای تلگراف بی‌سیم باز شد چنانکه پس از او مارکنی ایتالیائی و برانلی فرانسوی تجربیات او را تعقیب و بالاخره تلگراف بی‌سیم را عمل کردند. در اینجا بی‌مناسبت نیست که بطور اختصار شرحی از تاریخ تلگراف بیان شود. در قدیم الایام بین چینی‌ها و یونانی‌ها و رومی‌ها مرسوم بود که در اوقات جنگ برای اخبار یا استخبار از وضعیات دستجات قشون خود و یا دادن دستورات سوق الجیشی در بالای برجهای مخصوص ویا قلل تپسه‌ها و کوه‌ها آتش روشن می‌کردند و به وسیله حرکت دادن مشعل‌های بزرگ و علامات و اشاراتی که قبلاً قرارداد کرده بودند مطالب خود را به طرف مقابل می‌فهماندند. مردم گل مرسومشان این بود که از افراد خود به فواصل متساوی پست می‌گذارند و این مأموران کنایات در مورد قرارداد را فریاد کنان به پست‌ها می‌رساندند.
پس از هجوم و استیلای وحشیان و تا مدتی بعداز آن یعنی تا قرن شانزدهم این نوع علائم اخباری از بین رفت. از قرن شانزدهم به بعد مجدداً این ترتیب مخابره شروع شد و تا قرن هجدهم ادامه داشت در این قرن کلدشاپ مهندس و فیزیکدان فرانسوی یک دستگاه تلگراف هوائی اختراع کرد و اولین دفعه مجمع کنوانسیون آن را برای پیغام و اطلاع خبر فتح کننده اتریشی‌ها به کار برد. بالاخره پس از آنکه دامنه الکتریسته وسعت یافت، واسطة انتقال اخبار جریان الکتریسیته شد. اولین دستگاه تلگرافی دنیا در سال ۱۷۷۴م به توسط لزاژ فرانسوی در ژنو ساخته شد. هر دستگاه تلگراف (باسیم) شامل چهار قسمت است: اولاً یک منبع الکتریکی از قبیل پیل یا آکومولاتر، ثانیاً یک دستگاه ارسالی خبر که بتوان منبع الکتریک را به وسیله مفتول‌های فلزی (سیم) به پست مقابل مربوط ساخت بطوری که تلگرافچی بتواند با اراده خود جریان را قطع و وصل کند. ثالثاً‌ سیم، واسطة ارتباط و هادی جریان الکتریسیته دستگاه ارسال است به دستگاه ضبط. چهارمً‌ دستگاهی برای ضبط خبر که به توسط آلات مخصوص علامت و رموز را در روی نواری از کاغذ ثبت کند. سیمهای تلگرافی بر سه نوعند: هوائی،‌ زیرزمینی و زیرآبی سیمهای هوائی _ زیرزمینی و زیرآبی سیمهای هوائی _ چون مقاومت سیمهای مسی چندان زیاد نیست و ممکن است زود بزود گسیخته شود لهذا سیمهای هوائی را با آلیاژهای مسی می‌سازند این مفتولها به واسطه مقره‌های چینی به تیرهای فلزی یا چوبی ثابت و در هوا نگاه داشته شده است. سیمهای زیرزمینی _ مرکب است از چند مفتول مسی بهم پیچیده که از یک ورقه ضخیم گوتاپیرکا پوشیده و روی آنرا یک ورقه سرب کشیده‌اند. سیم‌های زیرزمینی و زیرآبی _ این نوع سیمها معمولاً مرکبند از یک دسته هفت‌تائی مفتول مسی متصل به هم که روی آن را با یک ورقه ضخیم از جسم عایقی پوشانده‌اند. این ورقه عایق از سیمهای فولادی مستور است و دور این مفتولها نوار مارپیچی شکل علفی (از جنس شاهدانه) الوده به قطران پیچیده‌اند

 

resorce

kanoon.ir


 

جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸

سلام

بعد از باز شدن صفحه بر روی لینک کنار DOWNLOAD کلیک کنید
۵٠ تا آهنگ از گروه ss501 گذاشتم من خودم همشو دانلود نکردم آخه اینترنت پر سرعت همیشه دمه دستم نیست.حجم اینا هم چون mp3ان زیاده ولی آهنگ هایی مثل it's heaven و stand by meو.. رو دارم .


SS501 - Four Chance mp3 3:37
SS501 - Unlock mp3 3:56
SS501 - Stand By Me mp3 3:26
SS 501(TD 501) - po mp3 3:32
SS501 - Song For You mp3 3:43
SS501 - Deja Vu mp3 3:32
SS501 - 널 부르는 노래 mp3 3:41
SS501 - Kokoro mp3 3:59
SS501 - A Song Calling For You mp3 3:41
SS501 - UR Man mp3 3:23
SS501 - U R Man mp3 3:23
SS501 - €t” x˜ (Remix Ver.) mp3 3:26
SS501 - Fighter mp3 3:33
SS501 - Because I'm Stupid mp3 4:19
SS501 - Because I Am Stupid mp3 4:19
ss501 - find mp3 3:14
SS501 - I'm Stupid 내 머리가 나빠서 mp3
애인만들기 - SS501 mp3
Various Artists - `xLd0S E# {SS501} mp3
SS501 - I'm stupid (OST Boys Over Flower) mp3
SS501 - My head is bad (OST Boys Over Flower) mp3
SS501 - Making a lover (OST Boy over flower) mp3
ss501 - 惋惜的心情 mp3
SS501 - Jiro_Zhang - 제발 잘해줘(Please Treat) (Hyun Joong Solo) mp3
SS501 - ÒòΪÎÒ̫ɵ mp3
SS501 - Again mp3
ss501 - 因為我太傻 mp3
SS501 - A Song Calling for You mp3
SS501 김규종 - Wuss Up mp3
SS501김현중 - 제발 잘해줘 mp3


SS501 - Making a Lover mp3 03:13 7.36MB
SS501 - Because I'm Stupid mp3 04:26 10.1MB
SS501 - 04.In Your Smile mp3 03:35 4.92MB
Time To Fly mp3 03:04 2.81MB
SS501 -A song calling for you (Remix Version) mp3 03:32 4.85MB
SS501 - Snow Prince mp3 03:22 3.09MB
SS501 - Passion mp3 03:38 5.81MB
SS501 - Radio Star mp3 03:09 4.32MB
SS501 - Hayan Saram mp3 03:22 3.08MB
SS501 - Again mp3 03:46 5.17MB
ss501 - Four Chance mp3 03:37 4.97MB
SS501 - Take U High mp3 03:29 5.58MB
SS501 - Neol Bureuneun Norae mp3 03:42 5.07MB
SS501 - FIND mp3 07:52 4.50MB
SS501 - Bye Bye mp3 03:33 4.88MB
SS501 - Destiny mp3 03:13 4.41MB
SS501 - Want It mp3 02:34 3.53MB
SS501 - Im coming mp3 03:37 3.31MB
Everything - SS501 [NCT 8742189429] mp3 03:56 3.60MB
Find - SS501 mp3 03:15 2.97MB

از:http://allkr.mihanblog.com/post/391


گروه ss501

جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸

در ضمن اسم گروه یعنی ss501 معنی خاصی داره

S اول یعنی singer،

sدوم یعنی sun

501 یعنی ، 5 روح در یک بدن یه جورایی یعنی همشون یه هدف واحد دارن.

برای گرفتن اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب برید..


ادامه مطلب

دیده ای بر این روز ها

جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸

سلام. وااای مدرسه ها دوباره داره باز میشه ... وای

 البته من خداوکیلی تو تابستون خیلی بهم خوش گذشت . راستی می خوام از این به بعد در باره ی موزیک های کره ای هم پست بزارم واسه نمونه درباره گروه ss501 که یه گروه معروف توی کره هست یه پست میزارم اگه دیدم استقبال خوب بود بازم میزارم.راستی تو اجتماعی امسالمون عکس آقای احمدی نژاده.جالبه هیچ وقت عکس رئیس جمهوری که هر 4 سال تغییر میکنه رو نذاشته بودن تو کتابامون البته پارسال هم بوده من نمی دونستم . آخه میدونین کتاب درسیا معمولا هر 8،7 سال عوض میشن این استثنا بود. 

 

دلم لک زده واسه اول مهر نیشخند


10 Most Extreme Places on Earth

شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸۸

Lut Desert (Iran): hottest place on Earth at 159 °F (71 °C)

There is a big discussion about the hottest spot on Earth. Many believe it is in Al Azizyah, Libya, with a recorded temperature of 136 degrees Fahrenheit (57.8 Celsius), and the second hottest place being in Death Valley, California, USA, where it got up to 134 Fahrenheit in 1913. But according to other sites, a NASA satellite recorded surface temperatures as high as 71 °C (159 °F) in the Lut desert of Iran, supposedly the hottest temperature ever recorded on the surface of Earth. This region, which covers an area of about 480 kilometers, is called Gandom Beriyan (the toasted wheat).

Mt. Chimborazo (Ecuador): highest point above Earht's center at 20,703 feet (6,310 m) above sea level

Almost everyone knows that Mount Everest is the highest mountain in the world. Climbers from everywhere travel to Everest hoping to earn the distinction of climbing the "World's Highest". The peak of Mount Everest is 8,848 meters (29,028 feet) above sea level. This high elevation gives Mount Everest the distinction of being the mountain with the highest altitude.

But not many people know about Mt Chimborazo in Ecuador with an altitude of 6,310 meters (20,703 feet), which is less than
Mount Everest; however, Chimborazo has the distinction of being the highest mountain above Earth's center. This is because Earth is not a sphere - it is an oblate spheroid. As an oblate spheroid, Earth is widest at its equator. Chimborazo is just one degree south of Earth's equator and at that location it is 6,384 kilometers from Earth's center or about 2 kilometers farther from Earth's center than Mount Everest
.

Ecuadorians find pride in this interesting fact. Nonetheless, Chimborazo cannot compare in difficulty, lack of oxygen, nor in fame, to
Mount Everest. (
Link | Photo)

Tristan de Cunha (UK): most remote inhabited archipelago on Earth at 2,000 miles from the nearest continent

The most remote inhabited island group in the world, Tristan de Cunha in the southern Atlantic Ocean, is so tiny its main island has no airstrip. Home to 272 people sharing just 8 surnames, inhabitants suffer from hereditary complaints like asthma and glaucoma. Annexed by the United Kingdom in the 1800s, the island's inhabitants have a British postal code and, while they can order things online, it takes a very long time for their orders to arrive. But then, that's the trade off for having your own island settlement some 2,000 miles from the nearest continent. (Link | Photo)

Angels Falls (Venezuela): Earth's highest waterfall with 3230 feet (984 m) in height

Angel Falls (Salto Ángel) in Venezuela is the highest waterfall in the world. The falls are 3230 feet in height with an uninterrupted drop of 2647 feet. Angel Falls are located on a tributary of the Rio Caroni. The falls are formed when the tributary stream falls from the top of Auyantepui (a tepui is a flat-topped structure surrounded by cliffs - similar to a mesa). (Link | Photo)



Oymyakon (Russia): coldest inhabited place on Earth at −96.2 °F (−71.2 °C)

Oymyakon is a village in Oymyakonsky Ulus of the Sakha Republic, Russia, located along the Indigirka River, 30 kilometers (20 mi) northwest of Tomtor on the Kolyma Highway. The population is 800 people. Oymyakon is known as one of the candidates for the Northern Pole of Cold, because on January 26, 1926, a temperature of −71.2 °C (−96.2 °F) was recorded there. This is the lowest recorded temperature for any permanently inhabited location on Earth. It is also the lowest temperature recorded in the Northern hemisphere.

The lowest
temperature ever recorded on Earth was -129 °F in 1983, at the Russian Base Vostok in Antarctica. (Link | Photo)


The Dry Valleys (Antarctica): driest place on Earth

One interior region of the Antarctic is known as The Dry Valleys. These valleys have not seen rainfall in over two million years. With the exception of one valley, whose lakes are briefly filled with water by inland flowing rivers during the summer, the Dry Valleys contain no moisture (water, ice, or snow). The reasons why the Dry Valleys exist are the 200 mph Katabatic down winds which evaporate all moisture. The dry valleys are strange: except for a few steep rocks they are the only continental part of Antarctica devoid of ice. Located in the Trans-Antarctic Range, they correspond to a mountain area where evaporation (or rather, sublimation) is more important than snowfall, thus all the ice disappears, leaving dry barren land.

Another driest place is the Atacama Desert in Chile, some parts of which have received absolutely zero precipitation in centuries. Parts of the Atacama Desert may actually exceed the dryness of most of Antarctica, though data from the latter is insufficient to tell.
(Link | Photo)


Marianas Trench (Indonesia and Japan): lowest point on Earth at 35,840 feet (10,924 m) below sea level

Challenger Deep in the Mariana Trench (or Marianas Trench) is the deepest point in Earth's oceans. The bottom there is 10,924 meters (35,840 feet) below sea level. If Mount Everest, the highest mountain on Earth, were placed at this location it would be covered by over one mile of water. The only people to have ever explored this trench were Jacques Piccard and Don Walsh. At the bottom they were seven miles down and all around them eight tons of pressure. They observed fish, shrimp and other creatures living on the bottom of the sea floor. (Link | Photo)

Lloro (Colombia): wettest place on Earth

Lloro, Colombia, gets an average of 40 feet of rain a year. The people who live there make money by cutting down the trees in the nearby forest where you can count on its raining every day. Again, there is a discussion about this fact. Cherrapunji, North-Eastern India was thought for many years to be the wettest place in the world. Here 10,820mm rain falls on average in a year, well short of the amount from Lloro. Unlike Colombia where the rain falls throughout the whole year, Cherrapunji gets most of its rain during the 'south-west monsoon', or wet season, between June and August. Cherrapunji does hold the record for the wettest month on record, recording 9,296mm in July 1861. Actually, between 1860 and 1862 Cherrapunji was incredibly wet; between August 1st 1860 and July 31st 1861 (which overlaps parts of 2 wet seasons) 26,467mm rain fell. In the calendar year 1861 22,987mm rain fell, of which 22,454 fell between April and September.

So, which is wetter? It really depends on measurement practice and procedures and the period being measured!
(Link 1 | Link 2)


Mount Thor (Canada): Earth's greatest vertical drop

Mount Thor, in Auyuittuq National Park on Baffin Island, Nunavut, Canada, presents a 4,100 foot pure vertical drop. Mt. Thor is Canada's most famous peak, and it's made of pure granite. It's a favorite of thrill seekers and climbers. Mount Thor was first climbed in 1953 by an Arctic Institute of North America team. There have been a few recent rappel expeditions, with one fatality in 2006. (Link)

Dead Sea (Jordan): Earth's lowest elevation at 1,385 ft (422 mt) below sea level

The Dead Sea is the lowest elevation on Earth's surface on dry land, its surface and shores are 422 meters (1,385 ft) below sea level. On the border of Jordan and Israel, the road around the Dead Sea also happens to be the lowest road on Earth. Famous for its salinity (over ten times that of the Mediterranean Sea), the Dead Sea is said to be home of the first health retreat. Because of the extreme salt content, no life can survive in the sea, hence the name. (Link)

 

http://oddee.com


آسمان شب - ماده تاریک

شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸
 
در سال 1933 فریتز زوییکی منجم آمریکایی سوییسی تبار پرده از رازی برداشت که اکنون نیز منجمان در پی چند و چون آنند. زوییکی دریافت که در عالم بیش از آن که می بینیم ماده وجود دارد و این ماده نامشهود نظر منجمان را سخت به خود مشغول کرده است، چرا وجود آن بر چگالی عالم تاثیر می گذارد.

[ نجوم و اخترفیزیک ]

آسمان شب
 
زمان: 25 دقیقه
 تاریخ: 5/12/87 :

 

در سال 1933 فریتز زوییکی منجم آمریکایی سوییسی تبار پرده از رازی برداشت که اکنون نیز منجمان در پی چند و چون آنند. زوییکی دریافت که در عالم بیش از آن که می بینیم ماده وجود دارد و این ماده نامشهود نظر منجمان را سخت به خود مشغول کرده است، چرا وجود آن بر چگالی عالم تاثیر می گذارد. در آغاز منجمین این مجهول را "ماده گمشده" نامیدند. اما این اصطلاح درستی نبود، چیزی در این میان گم نشده است. محاسبه زوییکی نشان داد که این ماده وجود دارد، فقط ما نمی توانیم آن را ببینیم از این رو نام دیگری بر آن گذاشتند: "ماده تاریک".

مجری: امروزه کیهان شناسان این حقیقت را برای ما روشن ساخته اند که ما فقط یک صدم از کل جرم کیهان را به صورت ماده ای روشن، به صورت اجرام قابل رویت درآسمان می بینیم. به راستی برای این معمای کیهانی چه پاسخی وجود دارد؟ فکر می کنم در دهه 1940 به بعد برای چند دهه ذهن تمام کیهان شناسان معطوف به موضوعی مجهول بود، که امروزه آن را ماده تاریک می دانیم. سیر دانستن بشر درباره ماده تاریک از کجا آغاز شد؟
 
دکتر راهوار: اولین بار در میان منجمان، زوییکی بود که کهکشان ها را مطالعه کردند و دیدند که کهکشان ها آن چیزی که ما می بینیم، نیستند با تو جه به جرم آنها، آن حرکت را ندارند و سوال این بود این حرکت را چگونه می توان توضیح داد. باید مقداری ماده تاریک در کهکشان باشد تا آن حرکت را براساس آنچه که ما از فیزیک می شناسیم، به دست بیاد و سازگار باشد با قوانینی که ما می شناسیم. می توان خیلی ساده این موضوع را با یک آزمایش نشان داد. فرض کنید ما به یک سیاره ای رفته ایم که جرم آن را نمی دانیم. یا این که جرم آن با یک روش دیگری اندازه گیری کنیم. مثلا اگر چگالی سیاره را بدانیم و بعد شعاع و حجم آن را اندازه گیری کنیم، می توانیم بفهمیم که جرم آن چقدر است. از طرف دیگر می توانیم جرم آن را با استفاده از قوانین گرانش اندازه گیری کنیم. مثلا اگر یک سکه را از ارتفاع نیم متری رها کنیم و با یک کرنومتر زمان افتادن آن را اندازه گیری کنیم، می توانیم شتاب گرانشی آن سیاره را به دست بیاوریم و به این ترتیب می توانید جرم آن را حساب کنیم. ما معمولا در منظومه شمسی روی ستاره ها مشکلی نداریم. جرمی که قانون گرانش به ما می گوید با جرمی که از روش های دیگری می توانیم تخمین بزنیم این دو تا با همیشه با هم برابرند. ولی زمانیکه به مقیاس ها بزرگتر برویم مثلا در مقیاس کهکشانی می توانیم توزیع ستاره ها را بشماریم و بعد از روی توزیع ستاره ها بفهمیم که جرم منطقه مورد نظر چه قدر است. حالا اگر نگاه کنیم به مرکز ستاره ها در حول مرکزکهکشان و از روی حرکت آنها بخواهیم جرم کل کهشان را حساب کنیم این دو به اندازه یک مرتبه مقداری که می شود ضریب ده با هم تفاوت دارند. جرمی که از روی مشاهده مستقیم ستاره ها مثلا روی دیسک کهکشان اندازه گیری می کنیم و جرمی که از روی قانون گرانش نیوتنی حساب می کنیم، به اندزه یک ضریب ده با هم اختلاف دارند؛ بنابراین سوال این است که این جرمی که ما نمی بینیم کجاست و چرا این طور شده است. هر چه قدر به مقیاس های بزرگتر کهکشانی وارد شویم وضع بدتر می شود وتفاوت بیشتر می شود و این همان چیزی است که به آن ماده تاریک می گوییم. چند جهت برای حل این مسئله وجود دارد. اولین چیز این است که مثلا زمانی ما به یک کهکشان نگاه می کنیم، ساختار این کهکشان یک هسته است که عمدتا ستاره ها پیرند، بعد دیسک کهکشانی است و مولفه سوم ماده گم شده یا ماده تاریک است که می تواند این دینامیک را به ما بدهد. اولین سوال این است توزیع و جرم این ماده باید چگونه باشد. اگر بخواهیم که رفتار کهکشان منطبق باشد با آن چه ما از گرانش نتیجه می گیریم، باید هاله بسیار یزرگتر از آن چه که با چشم دیده می شود، حول یک کهکشان قرار دهیم. مثلا اندازه شعاع یک کهکشان حدود ده کیلو پارسک و اندازه هاله حدود پنجاه تا شصت کیلو پارسک است. مثلا در نگاه به کهکشان مارپیچ برای این که حرکت این کهکشان با محاسبات گرانش منطبق باشد، ده برابر جرم روشن کهکشان باید حول این کهکشان را فرا بگیرد و آن را بپوشاند.

مجری: ماده تاریک که جرمی به این وسعت را می پوشاند چیست؟

 راهوار: کسانی که در فیزیک ذرات بنیادی کار می کنند معتقدند که در مدل استاندارد ذرات بنیادی علاوه بر ذراتی که ما به طور متعارف می شناسیم، مثلا همین ذارتی که در اطراف ما هستند مثل الکترون و نوترون و فوتون ها، یک سری ذرات دیگر هم وجود دارند به نام "ذرات با اندر کنش ضعیف و با جرم زیاد"(vimp ). ممکن است که هاله کهکشان را همین ذرات درست کرده باشند و این ذرات بدون برهم کنش هستند یعنی از کنار هم رد می شوند بدون این که هیچ واکنشی اتفاق بیافتد. می توان این ذرات راآشکار کرد اما این کار بسیار سخت خواهد بود و کل ماده تاریک و هاله کهکشان از این ها تشکیل شده است. نظر دیگری هست که می گوید این هاله کهکشان از ستاره هایی تشکیل شده است که جرم لازم برای روشن شدن ندارند. زیرا هر ساختاری که متراکم شود منجر به یک ستاره نخواهد شد و جرم آن باید از یک آستانه ای بیشتر شود. هر ستاره هر گاه جرمی بیشتر از یک دهم جرم خورشید داشته باشد شروع می کند به شعله ور شدن و نور دادن. پس بنابراین در هاله کهکشان می تواند ستاره هایی باشد که جرم آنها کم است. معمولا در مرکز کهکشان ستاره های پر جرم درست می شوند و هر چه قدر به طرف هاله بیاییم ستاره ها کم جرم تر می شوند و می توان به این ستاره ها عنوان ستاره های نارس اطلاق کرد. این ستاره های نارس می توانستند کاندید خوبی برای ماده تاریک باشند. منتهی این نظریه رد شد؛ به دلیل آزمایش ریز همگرایی گرانشی که انجام شد. در این آزمایش ابرهای ماژلانی رصد می شد و بعد و مشاهده می شد که اگر یکی از این ستاره های نارس از مقابل ستاره های پر نور رد می شد نورآن را تقویت می کرد، به دلیل همان همگرایی گرانشی. این آزمایش سیزده سال متوالی ادامه داشت و در این مدت ابرهای ماژلانی رصد می شدند و در نهایت این مساله رد شد که ستاره های نارس همان ماده تاریک باشد.

مجری: چه گزینه های دیگری وجود دارد که بتواند ماده تاریک و چیستی آن را توصیف کند؟

راهوار: مساله دیگر این است که ما بیاییم و قوانین گرانش و دینامیک را عوض کنیم و اصلا فکر کنیم که هیچ ماده تاریکی وجود ندارد. این قوانینی را طوری عوض کنیم که در مقیاس منظومه شمسی درست کار کند و مقیاس کهکشانی بدون نیاز به ماده تاریک بتواند دوران دیسک کهکشانی را درست توضیح دهد، حرکت نوسانی ستاره ها را در دیسک کهکشان به ما درست بگوید و خوشه کهکشانی را درست توضیح بدهد. یعنی عوض کردند قانون گرانش و قانون دوم نیوتن و این یک رهیافت جایگزین و تعمیم قانون گرانش است. بنابراین دو راه وجود دارد یکی این که بگوییم ممکن است قانون گرانش درست کارنکند و باید شکل آن را عوض کنیم. راه دوم این است که بیاییم و قانون دوم نیوتن را عوض کنیم و این یک رهیافتی است که از 1985 شروع شده است. این ها تقریبا تا حدودی درست جواب می دهد ولی هدف نهایی وضع قانونی است که بتواند از گستره منظومه شمسی و تا مقیاس بزرگتر همه را بدون نیاز به ماده تاریک درست جواب بدهد.

مجری: همان طور که می دانیم نسبیت انیشتین توضیح کامل تر از قانون نیوتن است. آیا این پیش بیینی شما از به هم خوردن یا اصلاح قوانین فرا گیر باعث می شود نسبیت هم تحت تاثیر قرار بگیرد؟

 راهوار: نه این که خود نسبیت ها هم عوض شود بلکه در حقیقت اصول نسبیت عام پا برجا است و این شکل قانون است که عوض می شود. مثلا اگر می گوییم که یک جرم معین فضا زمان را به یک میزان خم می کند، زمانی که گرانش راتغییر می دهیم می گوییم همان مقدار جرم فضا زمان رابیشتر خمیده می کند و خمش بیشتر فضا زمان به معنای گرانش قوی تر است اما در کل اصول موضوعه نسبیت عام عوض نمی شود و فقط قانون گرانش را تعمیم می دهد. اگر گرانش نیوتن را یک حلقه در نظر بگیرید قانون گرانش نسبیت عام یک حلقه بزرگتر است که در میدان های گرانش ضعیف تبدیل می شود به همان گرانش نیوتنی.

مجری: آیا در توزیع ماده تاریک در وسعت های مختلف هم اختلافی وجود دارد؟

 راهوار: می توان گفت که ماده تاریک به مقیاس وابسته است. اگر شما در منظومه شمسی نگاه کنید مقدار ماده تاریک به قدری کم است که می توان از آن چشم پوشی کرد. زیرا اثر خطای اندازه گیری بسیار بزرگ تر از اثر این ماده تاریک است، ولی در کهکشان هاله پنج تا شش برابر از ساختار خود کهکشان بزرگ تر است. . خوشه های کهکشانی باز بزرگ تر و بزرگ تر می شود هر چه قدر ساختار بزرگ تر می شود هاله ای که ماده تاریک این را فرا می گیرد بزرگ تر خواهد بود.

 مجری: این چیزی که ما از ماده تاریک قلمداد می کنیم چه بخشی از ماده تاریک ما را تشکیل می دهد؟

راهوار: طبیعتا قسمت عمده. حال اگر مساله انرژی تاریک را هم به آن اضافه کنیم، تنها فقط یک درصد از دنیا را ما می بینیم و بقیه آن دیده نمی شود و راه حل آن یا این است که بگردیم ببینیم در کجای فیزیک ماده ای هست که خیلی سخت دیده می شود و فرض کنیم ماده تاریک همان ماده است و یا این که گرانش و قوانین را عوض کنیم.

منبع: TV4.ir
http://www.hupaa.com

 
فیزیکدانان آمریکایی روشی را ارائه کردند که به کمک آن می توان تعداد آب نباتهای موجود در یک قوطی را شمرد.

[ اخبار فیزیک ]

فیزیکدانان آمریکایی روشی را ارائه کردند که به کمک آن می توان تعداد آب نباتهای موجود در یک قوطی را شمرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، اینکه چه تعداد آب نبات در قوطی وجود دارد سئوالی است که حل آن بسیار دشوار به نظر می رسد و به دلیل اینکه آب نباتها قابل تغییر شکل هستند و می توانند به یکدیگر بچسبند تاکنون هیچ کس موفق نشده است پاسخی برای آن پیدا کند.

اکنون گروهی از فیزیکدانان دانشگاه نیویورک موفق شدند روشی را پیدا کنند که به کمک آن می توان به ساده ترین روش تعداد آب نباتهای یک قوطی دربسته را شمرد.

این محققان مدلی را ایجاد کردند که می تواند ابعاد و وزن ذرات را شناسایی و بنابراین به روشی دقیق تعداد آنها را محاسبه کند.

http://axchi.webphoto.ir/photos/ax590130.jpg

 

ارسال :امیر حسین ستوده بیدختی

نقل از:http://oonieknafar.blogfa.com

این دانشمندان با مشاهده سیستمی مرکب از آب و قطرات روغن توانستند تصاویری سه بعدی تهیه کنند و رفتار هر ذره را به صورت منفرد مورد امتحان قرار دهند. سپس با کمک همین روش توانستند گروهی از آب نباتهای داخل قوطی را مشاهده کنند.

براساس گزارش نیچر، این فیزیکدانان کشف کردند که ذرات بزرگ بیش از ذرات کوچکتر به یکدیگر می چسبند و به این ترتیب تعداد متوسط تماسهای میان ذرات نزدیک به هم برای حفظ ثبات مکانیکی سیستم بدون تغییر باقی می ماند. این دانسته ها به دانشمندان کمک کرد که بتوانند در سیستمی که بزرگی و وزن ذرات آن قابل شناسایی است تعداد ذرات داخل آن را محاسبه کنند.

این مدل می تواند برای محاسبه تعداد ذرات با ابعاد مختلف که درون یک سیستم قرار دارند مثل ترکیبات نفتی و پودرهای دارویی کاربردهای بسیاری داشته باشد.


ناسا زمین را جابجا می‌کند!

شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸
 
 
گروهی از دانشمندان سازمان فضایی آمریکا با ارائه برنامه ای شگفت انگیز اعلام کردند به منظور نجات زمین از گرمای جهانی و افزایش طول عمر آن می توان این سیاره را به مداری دورتر انتقال داد.

[ نجوم و اخترفیزیک ]

گروهی از دانشمندان سازمان فضایی آمریکا با ارائه برنامه ای شگفت انگیز اعلام کردند به منظور نجات زمین از گرمای جهانی و افزایش طول عمر آن می توان این سیاره را به مداری دورتر انتقال داد.

http://www.1pezeshk.com/archives/earthday.jpg

 

بر اساس گزارش گاردین، با این حال برای انجام چنین برنامه ای محاسبات بسیار دقیقی لازم است زیرا یک اشتباه بسیار کوچک می تواند منجر به برخورد جرم کیهانی هدایت شده با زمین شود که بر اساس تخمینها، برخورد جرمی با قطر 100 کیلومتر با زمین با سرعتی در مقیاس سرعتهای کیهانی می تواند زمین را از حیات تهی کند.

 

 

ارسال :امیر حسین ستوده بیدختی

نقل از:http://oonieknafar.blogfa.com

 

منبع درمتن ذکر شده

به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان به منظور جلوگیری از افزایش حرارت زمین شیوه ای غیر طبیعی را کشف کرده اند: حرکت دادن زمین به نقطه ای خنک تر از منظومه خورشیدی. تنها ابزاری که برای انجام این انتقال نیاز خواهد بود چند ستاره دنباله دار در نزدیکی زمین است و پس از آن سیاره زمین در منطقه ای ایمن و خنکتر از منظومه خورشیدی قرار خواهد گرفت.

ایده حرکت دادن زمین به منظور بهبود دادن موقعیت بین سیاره ای زاییده افکار گروهی از دانشمندان ناسا و اخترشناسان آمریکایی است که معتقدند با انجام چنین کاری می توان 6 بیلیون سال دیگر به عمر مفید زمین افزود.

گرگ لاگلاین از مرکز تحقیقاتی امز در این باره معتقد است تغییر مدار زمین نیازمند فناوریهای دور از ذهنی نیست، برای انجام چنین کاری می توان از شیوه ای که اکنون برای منحرف کردن شهاب سنگها و ستاره های دنباله دار استفاده می شوند کمک گرفت.

برنامه ای که توسط این محققان ارائه شده است هدایت کردن یک شهابسنگ یا ستاره دنباله دار است به شکلی که از نزدیک ترین فاصله ممکن از زمین عبور کند در این صورت بخشی از نیروی گرانشی آن به زمین منتقل شده و در نتیجه سرعت مداری زمین افزایش پیدا خواهد کرد. به این شکل سیاره زمین به مداری بالاتر از موقعیت کنونی خود و در فاصله ای بیشتر از خورشید قرار خواهد گرفت.

به گفته دانشمندان ناسا چنین راه حلی در کوتاه مدت می تواند برای جلوگیری از بحران گرمای جهانی بسیار موثر باشد. برای هدایت اجرام کیهانی باید از راکتی شیمیایی استفاده کرده و در زمان مناسب به شهاب سنگ یا ستاره دنباله داری ضربه زد.


سلام.من امروز برای اولین در عمر درازم به نماز جمعه رفتم . (امیدوارم ی اتفاقی که امروز افتاد آخرین بارم نباشه)رفتم که رفته باشم تا با بقیه همراه باشم.                     از وقتی تو رفتیم حدود نیم ساعت بعد صدای شلیک گلوله و گاز اشک آور اومد همه هول شدن و فریاد الله اکبر سر دادند (محض اطلاع صدا و سیما)و بعد از اون در مقابل حرف های ناحق یه سری پای تریبون ، البته قبل از خطبه ی آیت الله هاشمی رفسنجانی ، شعار هایی از قبیل یا حسین ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد و.. سر دادیم و ای مردم آیا ما فحش دادیم؟!

اگرچه ما زود رفتیم تادر صف های جلو بنشینیم اما خانم های بیسیم به دست نمی گذاشتند ما (مگر ما که هستیم؟!!)وارد آن قسمت شویم و جالب اینجاست که یک پرده بین "آنها"(به نظر شما کیا؟؟) و ما (مگر ما آدم نیستیم؟!!)کشیده بودند که حتی دوربین های" آنها" نتواند از ما فیلم بگیرند! وبعد دلیلش را فهمیدیم که در اخبار ساعت 9 بگویند که ما (در حالی که تعدادمان چندین برابر بانوان جلوی پرده بود)حاشیه های نماز جمعه بودیم و هدف دیگری به جز حضور در آنجا داشتیم ! و نشان داد جایی را که آقای هاشمی سخن از قانون گفت و ما فریاد الله اکبر و زندانی سیاسی آزاد باید گردد سر دادیم گفتند ما بر ضد آنها سخن گفتیم و هدف بدی داشتیم جدا از آن که ما بر تایید او فریاد سردادیم . و حقا که انیشتنی که به هیچ جناحی تعلق ندارد! چه جمله ی قشنگی گفت که " سخت ترین کار متقاعد کردن یک آدم احمق است " .صدا و سیما این را هم نگفت که در پایان خطبه ما فریاد "هاشمی حمایتت میکنیم " سر دادیم و وی در جواب ما گفت " از حمایتتان ممنونم " و آیا این هدف بدیست یا احتمالا نوع جدیدی از اغتشاشات است !

اتفاقات خیلی زیاد بودند و حوصله من هم کم برای نوشتن آنها.تنها بشنوید که بعد از خروجمان که با فریاد "یا حسین"،"الله اکبر"،"مرگ بر روسیه" همراه بود تا جواب شخصی غریبه که برای نوحه خوانی و...(!) بدهیم در چند قدمی ما در حالی که تنها تجمع سبز پوشان بود و فریاد یا حسین (که جدیدا خیلی حرف بدی است!) شلییک گاز اشک آور شد و همه به خفگی رسیدیم تنها جرممان گفتن یا حسین بود ... والان در حالی که ساعت حدود 10:15 شب  است ، چشم هایم میسوزد و پس از شنیدن اخبار سردرد هم به آن اضافه شد.

ولی با این حال الان هم میگویم:

                                   یا حسین


کوتوله سفید

شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۸

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

کوتوله سفید گونه‌ای از اجرام فضایی است.

در طی زندگی یک ستاره در دوران پیری برخی از ستارگان که از حد مشخصی بزرگ‌تر باشند به سیاهچاله و اگر از این حد کوچک‌تر باشند تبدیل به کوتوله سفید می‌شوند

ماده تشکیل دهنده کوتوله‌های سفید به اندازه‌ای به هم فشرده‌است که یک قاشق غذاخوری آن چند تن وزن دارد.

کوتوله‌های سفید، که تعدادشان در کهکشان ما نسبتاً زیاد است، آخرین مرحله تکامل بسیاری از ستاره‌ها هستند. ستاره‌هایی که جرمشان تقریباً معادل جرم خورشید (۲/۱ جرم خورشید) و یا کمتر از آن است به احتمال زیاد همگی به کوتوله سفید تبدیل می‌شوند. این اصطلاح برای توصیف مرحله‌ای از تکامل ستاره‌ای به کار می‌رود که ستاره پس از تبدیل شدن به غول سرخ، در آن مرحله از انقباض باز می‌ایستد. در مرحله کوتوله سفید، ماده ستاره‌ای فشرده می‌شود و به جسمی کم نور، به اندازه‌ای بسیار کوچک، به بزرگی زمین، تبدیل می‌شود. از آنجا که ستاره دیگر هیچ منبعی برای تولید انرژی ندارد، سرد می‌شود. پس یک کوتولهٔ سفید، ستاره‌ای است که دیگر سوخت هسته‌ای اش تمام شده و در نتیجه بسیار فشرده و کوچک می‌شود. چنین ستارگانی بسیار داغ هستند ولی آهسته آهسته دمای خود را از دست می‌دهند.


ادامه مطلب

دانلود یک کتاب تاریخی

چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸
 
  پاسارگاد  

 نام کتاب : پاسارگاد

 نویسنده : ناشناس

 حجم کتاب : 209 کیلوبایت

 دسته » تاریخی و باستان شناسی



 قالب کتاب : PDF

 تعداد صفحات : 6

 پسورد : www.98ia.com

 منبع : wWw.98iA.Com

 

Blog Skin